پارت پنجاه و دوم :

"حال"

"آریل"

یاد اولین باری که از کارش صحبت کرده بود افتادم. یاد جنگی که بین احساس و اعتقاداتم بود.
اعتقاداتی که فقط با دیدن یک فیلم دو دقیقه‌ای وحشتناک به صورت کامل از بین رفته بود و تمام حق رو به اون داده بود.
هنوز تصویر آدم‌هایی توی تمام سنین با بدن‌های پاره‌پاره شده جلوی چشمم بود.
آدم‌هایی که به ناحق کشته شده بودن و اون دکترهای از خدا بی‌خبر بالای سرشون داشتن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آکین در رمان عاصی آکین
تصویر شخصیت اُکتای در رمان عاصی اُکتای
تصویر شخصیت آریل در رمان عاصی آریل
تصویر شخصیت آرون در رمان عاصی آرون
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلنا

    0

    واقعا قیافم موقع خوندم این پارت دیدنی بود از این لحاظ که اول رمان چون ارون بود بی حوصله بودم اما آخرش که اکتای رمانتیک بازیاش با آریل شروع شود لبخندم جمع هم نمیشدد😂😍

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خوشحالم که دوست داشتیش عزیزم😍♥️

    ۵ روز پیش
  • هلنا

    0

    منم با ارون حوصله م سر می ره چه برسه به اریل

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    😂😂😂🤌

    ۵ روز پیش
  • هلنا

    0

    واقعا دوری از کسی که دوستش داریی خیلی سخته.. واقعا یه موقع هایی این دلتنگی به حدی میرسه که حتی نفس کشیدنم برات سخته درک کردنش بر کسی که تجربه نکرده راحت نیست 😔

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    دقیقا، نفس کشیدن سخته...امیدوارم هیچ‌کس این حال رو درک نکنه

    ۵ روز پیش
  • 🦢آواز قو🦢(زن اردوان،مهراب)

    0

    بخشید اکتای رو هوراا💃💃

    ۷ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    هورااا😍😂

    ۷ روز پیش
  • Darya

    0

    ای آریل بیچاره 💔

    ۷ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    💔💔

    ۷ روز پیش
  • اَسماء

    0

    به نظر من این وسط بیشتر فشار به آریل میاد طفلی الانم که تنهاست

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    فشار برای هر دوئه

    ۷ روز پیش
  • راز

    0

    من آریل رو بیشتر با اکتای دوس دارم امیدوارم برا هم بمونن

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ایشالا راز!

    ۷ روز پیش
  • Hani

    0

    مرسی صبای قشنگم🫂

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    قربونت برم نازنینم♥️

    ۷ روز پیش
  • سرو

    0

    امیدوارم به خوبی و خوشی تمام شه و اکتای به آریل برسه وگرنه من خودم هر کی باعث جدایشون باشه رو قتل و عام میکنم

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خوب میکنی

    ۷ روز پیش
  • زری

    0

    امیدوارم تا آخرش ب خوشی تموم شه🥺🥺

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ایشالا

    ۷ روز پیش
  • Z.k

    0

    اخه چرا باید این دوتا عاشق ازهم دور بمونن گناه دان😔😔

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    جبر زمونه

    ۷ روز پیش
  • معصومه

    0

    من دلم میخواد اکتای و آریل رو دوباره کنار همدیگه ببینم😭😭

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    میبینیم

    ۷ روز پیش
  • رویا

    0

    به امید دیدار دوباره 😊

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    امیدوارم

    ۷ روز پیش
  • فافا

    1

    اخ ننه کاش زودی همو ببینن

    ۱ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    کاش!

    ۷ روز پیش
  • زهرا

    0

    عالی انشالله به همین زودیا باز کنار هم خوش باشند😘🌹🌱🙏💯👌

    ۷ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️